185بر فراز منبر و در سفر حج لعن مىكرد و احاديثى جعلى از زبان پيامبر(ص) در منقصت آن حضرت نقل مىنمود كه از شدت قبح، رجاليان اهلسنت از بيان آنها شرم كردهاند 1، در نظر ابنحنبل نه تنها ضعيف نيست و نبايد در اسلامش ترديد شود، بلكه او را با عبارت «ثقة ثقة ثقه» مىستايد. 2 بيشتر اهلسنت نيز او را توثيق كردهاند و بخارى با اين ادعا كه حريز سرانجام از ناصبىگرى دست كشيد، از او روايت كرده است. 3
روشن است كه معيار توثيق و تضعيف ابنحنبل و همفكران او، جريان خاصى از صحابه است و همانگونه كه بيان كرده، اگرچه حريز دشمن على(ع) است، اما دشمن بدعتگذاران است كه به عقيده اينان شيعيان مىباشند؛ ازاينرو بسيار تمجيد شده است. افزون بر اين مراجعه به زندگىنامه برخى محدثانى كه به دشمنى با اميرمؤمنان على(ع) مشهورند و به اصطلاح عثمانىاند، و حتى از برخىشان سب امام گزارش شده است و با اين حال رجالشناسان سنى آنان را توثيق كردهاند، حقيقت را بيشتر آشكار مىكند؛ از جمله «ابوعائشه مسروق بن الاجدع همدانى كوفى» (م.63ه .ق)، از فقهاى كوفه كه بغض و كينه امام(ع) را در دل داشت و از اطاعت حضرت(ع) سر برتافت و ايشان را سب مىكرد و مىگفت: «كان على كحاطب ليل». وى همراه «أسود بن يزيد» نزد عايشه مىرفتند و از امام بدگويى مىكردند، «مطرف بن عبدالله بن شخير عامرى» (م.67ه .ق) با