181
سخن پايانى
چون عبدالعزيز نورولى، كتابش را برپايه ديدگاههاى دانشمندان اهلسنت بنيان نهاده و هرچه در سخنان آنان در قدح و جرح راويان و مورخان يافته، مبناى ارزيابىاش قرار داده و خود به ندرت آن را تحليل كرده، ضرورى است سيره و سلوك عالمان و رجالشناسان سنى در تضعيف و توثيق رجال، بررسى شود تا مبناى فكرى و ذهنى نورولى آشكارتر گردد.
در صفحات پيشين پيوسته كوشيديم تا اين نكته روشنتر شود كه ريشه همه اختلافات شيعه و سنى و هجمههاى سنگين تندروهاى اهلسنت به شيعه، كاملاً عقيدتى و در راستاى تطهير شخصيت مخالفان اهلبيت(عليهم السلام) است. اكنون دوباره تأكيد مىكنيم راويان و مورخانى كه نورولى آنها را نقد كرده است، فقط به جرم تشيع يا نقل روايات فضايل و مناقب اهلبيت(عليهم السلام) يا نارضايتى از عملكرد برخى صحابه، به ويژه