151اگر شيعه اين همه روايات تاريخى را جعل كرده است، پس در تاريخنگارى چه سهمى مىتواند داشته باشد. اثبات اين ادعا به معناى تخريب تاريخنگارى است، نه سهيمشدن در آن. اين تناقضگويىها ناشى از ديدگاه متعصبانه و غيرواقعگرايانه است؛ در غير اين صورت بايد همه اخبار شيعى را ساختگى بداند. هرچند همين اعتراف او به نقش شيعه، حاكى از صحت كلى اخبار و روايات شيعه است. البته نمىتوان وجود اخبار ساختگى را در عموم آثار اسلامى منكر شد.
از آن گذشته به صرف شيعه بودن راوى يا مورخ، طرد و ناديده گرفتن هر روايتى كه به اعتراف خود وى، حجم بسيارى از گزارشهاى تاريخى را در بر مىگيرد، كارى غيرعقلايى و اشتباه است و همانگونه كه ذهبى اذعان داشته است، ناديدهانگاشتن روايات شيعه، موجب از بين رفتن بخش عظيمى از معارف شريعت اسلام مىشود. 1 اين حقيقت در تاريخ اسلام نيز صادق است. همچنين گفتنى است كه برخلاف تصور اوليه يا ادعاى وهابيون، اينگونه نيست كه هرچه شيعه نقل و گزارش كرده، لزوماً با انكار و طرد اهلسنت روبهرو شده باشد. بلكه اغلب متعصبان تندرو، روايات شيعه را انكار كردهاند و چه بسيارند عالمان منصف سنى كه بخش عظيمى از احاديث شيعه را در بعد تاريخ شيعه و فضايل اهلبيت(عليهم السلام) پذيرفته و در كتابهايشان گنجاندهاند. 2