125مصادر اهلسنت است. 1 براى معرفى حارث بن حصيره، فقط يكبار به «خلاصة تنقيح المقال» ارجاع داده كه در آن كتاب وى را امامى مجهول ناميده و حدود چهل مورد ارجاع او به آثار اهلسنت است. 2 در نقد عمرو بن شمر، يك بار به رجال نجاشى ارجاع داده است كه او را به شدت ضعيف و جاعل خوانده و دو مورد نيز به مجمع الرجال آدرس داده كه به نقل از كشى و ابن غضائرى متهم به غلو و تفويض شده است و ديگر منابع او سنى است. 3 در معرفى عمرو قناد، 4 عبدالرحمان بن صالح عتكى 5 و اسماعيل فزارى 6 نيز از هيچ منبع شيعى بهره نگرفته است. به نظر مىرسد دليل اين چند ارجاع اندك به كتب شيعه، تضعيف اين افراد در منابع رجالى شيعه بوده است.
نقد ديگر افراد نيز كموبيش با همين سبك و سياق است كه در ادامه آن را بررسى خواهيم كرد.
ج) نقد اسناد و منابع كتاب
مشاهده شد كه در اينجا نيز نقدهايى، چه در گزينش منابع تحقيق و چه در چينش آنها، بر نورولى و تأليف او وارد است. اما پيش از بيان نقدها