34انتساب همه چيز (ممكنات) به خداوند تبيين نشده است.
اما برخى متكلمين معاصر، توحيد افعالى را در اين معنا در نظر مىگيرند كه انسان موحد بايد خداوند را در خالقيت و انجام افعال خود مستقل و بىنياز از غير بداند و اينكه ديگر موجودات، به سبب قدرت اعطايى خداوند و اذن او عمل مىكنند، و هريك از موجودات امكانى به تقدير، مشيت و اذن الهى، مؤثر در آثار خود مىباشند؛ بنابراين همه موجودات در ذات و خصوصيات خود و همه افعالى كه از اين خصوصيات نشئت مىگيرد، به خالقيت الهى منتهى مىشود و براساس نظام اسباب و مسببات، همه آنها منسوب به خداوندند و در واقع همه عالم، مجموعهاى واحد است كه در عين اتصال و اثرگذارى آنان بر يكديگر، به خداوند منتهى مىشود. در نتيجه، حقيقتاً و بالأصاله خالق و مدبرى جز او وجود ندارد. 1
با توجه به مطالب يادشده، هر چند نمىتوان نگاهى واحد و تعريفى هماهنگ از توحيد افعالى را به همه متكلمين اماميه نسبت داد، مىتوان گفت كه فى الجمله آنان توحيد افعالى را به اين معنى مىدانند كه خداوند در افعال خود به كسى و چيزى نياز ندارد و در كارهايى كه انجام مىدهد، يگانه و مستقل است 2 و همه كارها - حتى كارهاى انسان - به مشيت و اراده اوست. 3 آنان اصل علّيت در جهان را به رسميت مىشناسند و توحيد افعالى را براساس آن تفسير مىكنند؛