132و منكر اصل علّيت بودند و همه حوادث و امور عالم را براساس نظريه معروف خود يعنى «عادة الله» تفسير مىكردند؛ با تكيه بر توحيد در خالقيت يا همان توحيد افعالى 1 و اصل «لا مؤثر فى الوجود الا الله» افعال انسان را هم فعل و خلق خداوند دانستند؛ اينگونه تفسير از توحيد افعالى، موجب سلب اختيار از انسان مىشد.
ابوالحسن اشعرى در اينباره مىگويد:
جملة قول اصحاب الحديث واهل السنّة... وقالوا ان احدا لا يستطيع ان يفعل شيئا قبل ان يفعله او يكون احد يقدر ان يخرج عن علم الله او ان يفعل شيئا علم الله انه لا يفعله.و اقرّوا انه لا خالق الا الله وان سيّئات العباد يخلقها الله وان اعمال العباد يخلقها الله عزوجل وان العباد لا يقدرون ان يخلقوا شيئا. 2
همگى اهل سنت بر اين باورند كه كسى قدرت ندارد كه كارى انجام دهد، قبل از اينكه خدا انجام دهد و كسى قدرت ندارد كه از دايره علم خدا خارج شود [خلاف معلوم خدا عمل كند] و يا كارى انجام دهد كه خدا مىداند او آن كار را انجام نمىدهد و اهل سنت اقرار دارند كه خالقى جز خداوند نيست و گناهان بندگان را خدا