198اسرائيل از زمان تشكيل در سال 1948م، همواره با دو مسئله اساسى مشروعيت و امنيت مواجه بوده و اين دو مشكل، پيوسته موجوديت آن را تهديد كرده است. اين دولت از همان ابتدا، با بحران مشروعيت در داخل و به رسميت شناخته شدن در جامعه بينالملل، مواجه شد. ملت مسلمان فلسطين، مشروعيت رژيم اسرائيل را رد كرد و هستههاى مقاومت را در مراحل متعددى شكل داد.
اولين مقاومت در سالهاى 1918 - 1948م انجام گرفت كه دربرگيرنده سه نوع واكنش بود: «مقاومت مسالمتآميز فلسطينيان»، «مقاومت راديكالى و قيام سراسرى» و «مقاومت در برابر بريتانيا و صهيونيسم» - مقاومت دوم در زمان جنگهاى اعراب و اسرائيل در سالهاى 1948، 1956، 1967 و 1973م اتفاق افتاد. مقاومت سوم، دوره پيدايش «ساف» و فعاليتهاى آن در فاصله سالهاى 1947 تا 1987م را شامل مىشود كه در قالب گروههاى چريكى و كماندويى فلسطينى ظاهر شد. مقاومت چهارم نيز مربوط به ظهور پديده انتفاضه از دسامبر سال 1987م تاكنون است.
آنچه تاريخ و سرگذشت مقاومت نشان مىدهد، حاكى از نپذيرفتن رژيم اسرائيل در داخل و بسيارى از دولتها در خارج است. اين وضعيت ريشه در خاطرات تلخ برنامههاى تأسيس دولت اسرائيل دارد؛ طرحهايى كه بيشتر آنها در كتاب دولت يهود هرتزل در سال 1896م بيان شد و در اوايل قرن بيستم در قرارداد سرى «سايكس - پيكو» در سال 1916م، اعلاميه بالفور در سال 1917م، قضيه تحتالحمايگى فلسطين در سال