110قديم آن وجود ندارد. 1
امروزه، گروههاى اسلامى، از فعالترين جريانهاى سياسى جهان بهشمار مىروند. اين گروهها معتقدند جهان و جهانى شدن، ارتباط تنگاتنگى با مذهب دارد. از اينرو، اهميت و نفوذ فزاينده انديشهها و نهادهاى مذهبى، آشكارا در سراسر جهان ديده مىشود؛ به گونهاى كه سال 1992م. را سال بيدارى اسلامى خواندهاند. در حالى كه در 1964م. غربىها و شرقىها، اعتقاد داشتند اسلام در برابر تجددگرايى يا مدرنيزاسيون، كاملاً بىدفاع است.
همچنين در سال 1979م. دولت آمريكا بيدارى اسلامى را از عوامل نابودى جهان خواند و فعالان مسلمان، به عنوان رزمندگان شركتكننده در جنگى معرفى شدند كه به اعتقاد سايروس ونس، وزير خارجه وقت آمريكا، در صورت وقوع، احتمالاً مىتواند منافع آمريكا را بهشدت به خطر اندازد. وى از اين جنگ، با عنوان جنگ اسلام و غرب نام مىبرد. رهبران اتحاد جماهير شوروى سابق نيز هيچگاه ترس خويش را از بيدارى اسلامى و خطرات آن براى كشورشان كتمان نكردند. كارشناسان غرب و شرق، اينهمه سخن گفتن از بيدارى اسلامى را ناشى از وقوع و استمرار پديده انقلاب اسلامى مىدانند. 2
اما به راستى هدف نهضت بيدارى اسلامى چيست كه اينگونه