99
7. نظريه تجلّى
بر اساس نظريه تجلى، اولياى الهى از نظر كمالات وجودى به آن چنان مراتب والايى دست مىيابند كه آنچه در انديشه و عمل آنان ظهور مىكند، جز مشيت و خواست خداوند نيست. آنان در حقيقت به مقام «فناء فىالله» رسيده و برترين مصداق تجلى صفات الهى گرديدهاند. اگر به كسى خشم كنند، خشم آنان در حقيقت خشم خداوند است و اگر از كسى راضى باشند، در حقيقت رضايت خداوند است كه در آنان متجلى شده است. 1
برخى احاديث شيعه و اهل سنت، مىتوانند مؤيّد اين نظريه باشد. ما در اينجا به مواردى از آنها اشاره مىكنيم:
الف) حديث قدسى «قرب نوافل»: اين حديث علاوه بر متون روايى شيعه، در منابع معتبر روايى اهل سنت مانند صحيح بخارى نيز آمده است. در اين حديث خداى متعال مىفرمايد:
بنده من از طريق انجام نوافل به من نزديك مىشود تا اينكه مورد محبت من قرار مىگيرد. در اين صورت من گوش او هستم كه به واسطه آن مىشنود و چشم او هستم كه به واسطه آن مىبيند و دست او هستم كه به واسطه آن تلاش مىكند. 2
ب) احاديثى كه در آنها اهل بيت پيامبر(ص)، مصداق اسماى حسناى الهى معرفى شدهاند: چنانكه در تفسير آيه (وَ لِلّٰهِ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ فَادْعُوهُ بِهٰا) ، 3 از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «به خدا سوگند اسماى حسناى الهى... ما هستيم». 4