67مشبهه اخبار ساختگى را در دين زياد كرده و به پيامبر(ص) نسبت دادند. اخبارى كه بيشتر از يهود گرفته شده بود. تشبيه در يهود امرى طبيعى بود؛ تا آنجا كه مىگفتند: «چشمان خدا به درد آمد، پس ملائكه به عيادت او رفتند» يا مىگفتند: «بر طوفان نوح آنقدر گريست تا آنكه چشمدرد گرفت» و... . 1
چنانكه برخى ديگر از محققان، محروميت امت اسلام از هدايت امامان معصوم(ع) را عامل ديگرى براى اين انحراف فكرى به شمار مىآورند و بر اين باورند كه مسير نور هدايت با سنگلاخ جهالت و هواپرستى برخى، در تنگنا قرار گرفت و حركت تكاملى بشر به سمت و سويى ديگر رقم خورد. 2
در يك نگاه جامع، مىتوان همه عوامل پيشگفته و موارد ديگر را جزء العلة براى اين معضل ريشهدار نام برد؛ يعنى هم جمودگرايى اهل حديث و هم نفوذ احاديث خرافى يهوديان، آن هم در دوره فقدان احاديث صحيح و ممنوعيت نشر آن و هم عواملى از قبيل نقلگرايى افراطى، عقل گريزى، فريفتگى به احاديث، ناديده گرفتن قرائن، عصبيت فرقهاى و مذهبى، دورى گزيدن از مفسران واقعى قرآن كريم، يعنى اهل بيت پيامبر(ص)، و واكنش افراطى در مقابل تعطيلگرايان، مىتواند از عوامل تأثيرگذار در ظهور و رشد سريع اين پديده شوم باشد.
اما بايد توجه داشت آنچه بيش از ديگر عوامل در به وجود آمدن و استمرار اين تفكر غلط نقش داشته است، وجود احاديث ساختگى در كتب بزرگان و پيشوايان اين مذهب است؛ كتابهايى مانند «السنة»، احمد بن حنبل (م.241ه .ق)، «الرد على