63و اينها به جز هشام، همه از اهل سنت به شمار مىروند. 1
به گفته نويسنده «تبصرة العوام»، اگرچه گروهى از مجبره، تشبيهگرايى احمد بن حنبل را انكار مىكنند، اما همه حنبلىها قبول دارند كه احمد، كلمه «استوى» در آيه شريفه (ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ) 2 را «استقر» معنا كرده است. 3
افزون بر اين، ابناثير در مورد وقايع سال 323 ه .ق، نامه توبيخى و شديداللحن راضى بالله (خليفه عباسى) عليه حنابله را آورده كه به دنبال فتنهگرىهاى آنان صادر شده است. در بخشى از اين نامه تحقيرآميز كه با عنوان «فتنه حنبلىهاى بغداد» ثبت شده است، چنين مىخوانيم:
گاهى صورت ناپسند و سمجتان را بر مثال رب العالمين مىپنداريد... و براى او كف، انگشتان، دو پا، نعلين طلاكارى شده، موى فِرزده، صعود به آسمان و نزول به دنيا را قائل مىشويد. 4
مالك بن انس نيز بنا بر ديدگاه برخى از صاحبنظران، از جمله شخصيتهايى است كه از پيشوايان تجسيم به شمار مىرود؛ زيرا وقتى ايشان بر اساس جمله معروفى كه به او منسوب است: « الاستواء معلوم و الكيفية مجهولة ...» 5، استوا را براى خداوند سبحان