44اجمالى و خوددارى از سؤال در مورد آن، معرفى مىكند. وى در تأييد ديدگاه خود، علاوه بر سخن معروف مالك كه مىگويد، « الكيفية مجهولة »، به سيره خليفه دوم نيز استناد مىكند. به گفته او: «هر گاه كسى از عوامالناس از عمر درباره آيات متشابه سؤال مىكرد، عمر با تازيانه او را تنبيه مىكرد». 1
-محمد بن عبدالكريم شهرستانى (م.548ه .ق)
وى در مورد اعتقاد سلف درباره آيات صفات مىگويد:
برخى از سلف مىگويند ما به داورى عقل فهميديم كه خدا يگانه است و شبيه مخلوقات نيست؛ ولى ما معانى آيههاى (الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ ) 2 و (لِمٰا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ) 3 و (وَ جٰاءَ رَبُّكَ ) 4 را نمىدانيم و مكلف به شناخت مفاهيم آنها هم نيستيم. آنچه مكلفيم اين است كه بدانيم خدا، همتا و مانندى ندارد. 5
وى سپس مالك بن انس، احمد بن حنبل، سفيان ثورى، داوود بن على اصفهانى و پيروان آنان را از طرفداران نظريه تفويض نام مىبرد. 6
شهرستانى علت توقف سلف در تفسير آيات و صفات خبرى را دو امر مىداند؛ يكى ترس از اينكه از مصاديق «زيغ» در آيه 7 سوره آل عمران گردند: (فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ) و ديگر اينكه مىپنداشتند تأويل صفات، بر اساس ظن