129اثبات و سه نفى است. آيه مشهور (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ) (شورى:11) شامل دو اثبات و يك نفى است؛ چنانكه در روايات نيز اين نسبت حفظ شده است. 1
3. نفى صفات بدون الحاد در اسما و آيات
سومين اصل از اصول معناشناسى اسما و صفات نزد وهابيان نفى آن دسته صفاتى است كه خداى متعال از خود نفى كرده است، همراه با اثبات بقيه صفات، بدون هيچگونه خروج از مسير اعتدال و ميل به جانب باطل. 2
4. حكم واحد براى همه صفات
همه صفات خداى متعال، حكمى واحد دارند. از اينرو قول در بعضى صفات، مستلزم همان قول در بعض ديگر است. بنابراين اگر صفاتى چون عليم، قدير، سميع، بصير و... در معناى حقيقى خود به كار رفتهاند، پس صفاتى چون وجه، يد، رجل، ضحك و غيره نيز معناى حقيقى دارند و اگر صفات خبرى بايد تأويل برده شوند، پس صفات كماليه ذاتيه نيز بايد تأويل شوند. 3 اگر اين صفات (خبريه) مقتضى تجسيماند، آن صفات نيز چنين اقتضايى دارند. 4
نقد و بررسى
يكى از ديدگاههايى كه ابنتيميه بر آن تأكيد داشته و در كتب مختلف خود به عنوان دليل نقضى مهمى (به زعم خود) براى اثبات نظريه تفويض كيفيت مطرح كرده است،