80«يكى از بانوان مسلمان، ردايى براى رسولخدا(ص) آورد. سهل به اصحاب گفت: مىدانيد اين ردا چيست؟ پاسخ دادند: عبايى است كه حاشيهاش در آن بافته شده است. آن زن گفت: يا رسول الله اين را آوردهام تا شما به تن كنيد. پيامبر(ص) كه به آن نيازمند بود، آن را گرفت و پوشيد، يكى از ياران پيامبر(ص) آن عبا را در تن پيامبر(ص) ديد و گفت: چه زيباست! آن را به من بدهيد در بر كنم! پيامبر(ص) فرمود: مانعى ندارد. همين كه پيامبر(ص) از مجلس حركت كرد، ياران آن مرد را نكوهش كردند و گفتند: كار خوبى نكردى و لباسى را كه پيامبر(ص) به آن نيازمند بود از او درخواست كردى، درحالىكه مىدانستى اگر از پيامبر(ص) چيزى طلب كنند، بخل نخواهد ورزيد. آن مرد گفت: مىخواستم به وسيلۀ آن متبرّك شوم؛ چرا كه با بدن پيامبر تماس داشته و بعداً كفن من شود». 1
اين حديث را بخارى در باب «جنائز» و آماده ساختن كفن، آورده است. آن مرد صحابى، كه پيراهن را از پيامبر(ص) درخواست كرد، به گفته ابن حجر، عبدالرحمان بن عوف و به گفتۀ بعضى، سعد بن ابى وقاص بوده است.
علاّمه شيخ حسين مخلوف، مفتى پيشين ديار مصر در كتاب خود «فتواهاى شرعى و بحثهاى اسلامى» 2 از قول بخارى در صحيح پيرامون غسل زينب دختر پيغمبر(ص) مىنويسد:
«پيامبر(ص) به زنانى كه عهدهدار غسل وى بودند، دستور داد كه پس از