62است وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعٰائِرَ اللّٰهِ فَإِنَّهٰا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ 1؛ و بىاعتنايى به شعاير الهى نشانه بىتقوايى و موجب غضب الهى است.
نكتۀ مهمى كه در اين بحث و مباحثى اينگونه؛ بايد مورد توجه و دقت قرار گيرد، اين است كه يك انسان موحد، بركتِ پيامبران و اولياى الهى و مانند اينها را - كه بركت خود را از خداوند كريم اخذ نمودهاند - در طول بركت پروردگار مىداند، نه در عرض آن و اينها در واقع در طول ربوبيت پروردگار عالميان قرار دارند و هيچ منافاتى با توحيد افعالى ندارند؛ زيرا در عرض آن تصور نمىشوند؛ و چه مناسب است با اين مطلب، اين شعر از زبان مجنون كه گفت:
«أمُرُّ عَلَى الدِّيار، ديار لَيلى
به محلۀ ليلى گذر مىكنم و مىبوسم اين ديوار و آن ديوار را؛ عشق كسى كه در اين محله سكونت دارد، دلم را لبريز ساخته نه محبت اين محله.
و همين است مقصود مؤمنانى كه كعبه و ضريح بندگان صالح خدا را لمس مىكنند، و نه عبادت كعبه و ضريح - آنگونه كه سياهدلان گمان مىكنند و سوءظن نسبت به مؤمنان دارند - بنابراين مخالفان تبرك و شفاعت، يا از درك اين مطلب عاجزند و يا اينكه خود را به تغافل مىزنند.
ضمناً نبايد از نظر دور داشت كه هر موضوع مشروع، همچنانكه مىتواند مفيد باشد و مورد استفاده صحيح پيروان دين و آيين قرار گيرد، مىتواند مورد استفادههاى سوء واقع شود، چه از طرف افراد ناآگاه و يا از طرف افرادى با