116
1. معناشناسى تبرك
واژه «تبرك»، مصدر باب تفعل و از ماده «برك» است. تبرك واژهاى است قرآنى كه مشتقات آن با صيغههاى «بارك، باركنا، بركات، بركاته، بورك، تبارك، مبارك و مباركه» در قرآن بارها آمده است.
اين واژه در لغت به معناى فزونى است و در مفهوم آن، ثبات و رشد و نمو خير نهفته است. تبرك در اصطلاح نيز به اين معناست كه انسان موحد و مسلمان، از وجود پيامبران و انسانهاى صالح يا از آثار بهجامانده از آنها، خير و فزونى طلب كند. چنين كارى همواره در طول تاريخ، در بين مسلمانان رواج داشته است. ابنفارس در «معجم مقاييس اللغة» آورده است:
برك: الباء والراء والكاف أصلٌ واحدٌ، وهو ثَباتُ الشيءِ،ثم يتفرع فروعاً يقاربُ بعضُها بعضاً... الواحد باركٌ، والأنثي باركة. قال الخليل: البَرَكة من الزيادة والنماء. والتّبريك: أن تَدعُوَ بالبَرَكة. 1
برك: باء، راء و كاف، اصل واحدى است به معناى ثبات شىء؛ سپس از او فروعاتى درآمده كه معانى آنها به هم نزديك است ... واحد مذكر آن، بارك و مونث آن باركه است. خليل نحوى مىگويد: «بركه از زيادۀ و رشد و نمو است و تبرك به معناى دعاى به بركت است».
راغب اصفهانى مىنويسد:
أصل البَرْك صدر البعير و إن استعمل في غيره، و يقال له: بركة، و بَرَكَ البعير: ألقي بركه، و اعتبر منه معني اللزوم، فقيل: ابْتَرَكُوا في الحرب،