82رفتار انسانها اثر مىگذارند. 1 بنابراين اساساً تفكيك اقتصاد از اخلاق امكانپذير نيست؛ چنانكه اقتصاددانان نيز به اين موضوع اعتراف دارند. 2
با گذشت زمان مشخص شد كه سازوكار بازار (اقتصاد آزاد جداى از اخلاق) در كنار محاسنى كه دارد، نارسايىهايى مانند مالكيت خصوصى، 3 سودگرايى و توزيع درآمد نامطلوب نيز دارد (شكست بازار).
اقتصاد سرمايهدارى براى مقابله با اين شكست، دخالت دولت را پيشنهاد مىدهد 4؛ اما راهحل نظام اقتصاد اسلامى، اخلاق است كه با ايجاد كنترل درونى و اصلاح و ارتقاى مبانى معرفتشناختى و هستىشناختى انسان، تعاريف جديدى از مفاهيمى مانند فقر، غنا، رفاه، زهد، سود، درآمد (رزق)، سعادت و ثروت ارائه مىدهد. به اين ترتيب دايره نفع شخصى را گسترش مىدهد تا منافع اجتماعى نيز از ياد نرود. 5
بر اين اساس اقتصاد اسلامى با توجه كردن به اخلاق، در راستاى تقويت امت اسلامى گام برمىدارد. طبيعى است اقتصادى مىتواند در شكوفايى امت اسلامى مؤثر باشد كه مبتنى بر مبانى اسلامى و اخلاقى باشد. از اين جهت اقتصاد غربى در تباينى آشكار با مبانى و اهداف امت اسلامى است و نمىتوان براساس آن امت اسلامى را بنيان نهاد.
جدايى اقتصاد از اخلاق را بايد در نگاه تكبعدى به انسان و انحصار سعادت انسان در لذت مادى 6 جستوجو كرد تا جايى كه برخى پالايش انسان از منفعتطلبى