135گرفتهاند. اگر مسلمانان در غفلت و خواب تمدنى باشند، ديگر معنا ندارد براى احياى امت اسلامى و حفظ ميراث فرهنگى - دينى خود با دشمن مجهز و پرقدرت كه از جانبدارى و طرفدارى ابرقدرت برخوردار است، مبارزه كنند و از درِ سازشكارى وارد نشوند.
قيام انتفاضه و جنبش مقاومت، حاصل افزايش گرايشهاى اسلامى و نوعى بيدارى اسلامى از خواب ملىگرايى و سكولاريسم است. چنانكه دشمنان اين جنبش نيز به اين موضوع اعتراف دارند. بنيامين نتانياهو، نخست وزير رژيم صهيونيستى (1996- 1999م.) و رهبر حزب ليكود، مىنويسد:
از سويى ديگر هماكنون شاخصهاى ديگرى وجود دارد كه مژدهدهنده خير و نيكى براى ملت ما نيست. ما شاهد افزايش جديد اسلامگرايى، از جمله موج قوى انزجار و تنفر عليه اسرائيل از سوى نيروهاى اسلامى كه قدرتشان رو به افزايش است، هستيم. 1
از ديدگاه تحليلگران، مناقشه اعراب و اسرائيل كه پس از اعتصاب عمومى احزاب در سالهاى 1936 - 1939م. اوج گرفت، نقش مهمى در دگرگونى اخوانالمسلمين و تبديل آن از يك باشگاه جوانان به يك نيروى سياسى مقتدر ايفا كرد و اعضاى آن را وادار كرد تا ايدئولوژى خود را به نوعى تعبير كنند كه توانايى اسلام را براى تبديل شدن به يك ايدئولوژى همهجانبه تأييد كند.
اثر جنگ 1967 اعراب و اسرائيل و افتادن بيتالمقدس به دست اسرائيل بر توسعه و افراطى شدن جنبش اسلامگرايى، بسيار مؤثر بود. اين شكست خردكننده نشان داد كه بيش از يك قرن تجربه نوسازى، غربگرايى و اسلامزدايى نسبى، كوچكترين اثرى در تغيير موازنه نامطلوب قدرت موجود بين غرب و جهان اسلام نداشته و برعكس به عميقتر شدن شكاف قدرت بين اين دو و افزايش دستاندازهاى خارجى به كشورهاى اسلامى منجر شده است. 2