134اسرائيل شده است. 1 بر همين اساس برنارد لوئيس از مسئله فلسطين به عنوان سرشكستگى تحملناپذير براى دنياى عرب و اسلام ياد مىكند. 2 از اين رو برخى مسئله فلسطين را سرآغاز موج دوم بيدارى اسلامى (1945- 1979م.) مىدانند 3 و از مسئله فلسطين به عنوان دومين اولويت جنبشهاى اسلامى ياد مىكنند. 4 مقام معظم رهبرى نيز در اجلاس جهانى علما و بيدارى اسلامى فرمودند: «درستى مسير نهضتهاى بيدارى اسلامى را از جمله بايد در موضعگيرى آنان در قبال مسئله فلسطين جستوجو كرد». 5
قضيه فلسطين فراتر از تصاحب سرزمين و موضوع خود فلسطين به عنوان يك كشور اسلامى پس از تقطيع امپراطورى عثمانى است؛ چنانكه ساير كشورها مثل لبنان و سوريه چنين هستند. بلكه بحث، جنبه بينالملل اسلامى و بيناديانى دارد و با رويكردى تمدنى، يادآور تقابل و اقتدار تمدنى اسلام در مقابل ساير ملل و تمدنهاست.
بيدارى اسلامى نيز فراتر از موضوعات سياسى و اجتماعى داخلى كشورها، با ديدى فرامرزى، وجه مشترك و ارتباطدهنده اين قيام و جنبشها، گرايشات دينى و اسلامى است. به اين ترتيب در پهنه و بستر تاريخ بشريت، اين جريانهاى اسلامى به هم پيوند مىخورند و يادآور دوران عظمت و عزت تمدن اسلامى مىشوند.
اصولاً شكلگيرى جنبش مقاومت در مقابل رژيم صهيونيستى از نوعى بيدارى اسلامى ناشى مىشود كه در غير آن بايد منتظر پذيرش درخواستها و برنامههاى رژيم صهيونيستى و تسليم در مقابل آن مىبوديم. ايستادگى و نهضت در مقابل متجاوزين به ارزشها و سرزمين اسلامى، حاكى از روحيه دينى و تعهد به ارزشهاى اسلامى است كه مسلمانان براى احياى آنها، دشوارىهاى مبارزه را پذيرفتهاند و از عافيتطلبى فاصله