125واقعى چنين كاركردهايى را در انسجامبخشى، هويتبخشى و مقاومتبخشى دارد، وجود دشمن فرضى و انتزاعى كه وجود خارجى ندارد، ولى واقعيت مفهومى و معنايى دارد نيز چنين كاركردى دارد. 1
د) امنيتبخشى در عرصه بينالملل
از ديد نظريات اثباتگرا، امنيت امرى مادى و ملموس و نمود آن در بعد نظامى است و دولت به عنوان مرجع امنيت و تأمينكننده آن است. 2 اما پس از جنگ سرد، نظريات پسااثباتگرا شكل گرفت. از ديد آنها امنيت مفهومى چندوجهى است و در تمامى سطح فرد، جامعه و دولت مطرح مىشود و مراجع متعددى دارد. 3 بر اين اساس امنيت عينى و ذهنى، داراى ابعاد مختلف اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى است كه بازيگران مؤثر در مسائل امنيتى بينالمللى، منحصر به دولتها نيست. 4
به دنبال نظريات پسااثباتگرايى، تعاريف بسيار گستردهاى از امنيت ارائه شد و موضوعاتى كه تا آن زمان در حوزه مطالعات امنيتى مورد بررسى قرار نمىگرفت، مثل رابطه فرهنگ و امنيت، امنيت فرهنگى، جنسيت، محيطزيست، امنيت انسان، تهديدهاى امنيتى غيردولتى و... وارد حوزه مطالعاتى امنيتى شدند. 5
يكى از مهمترين شاخصهايى كه در اين دوران و با لحاظ رويكردهاى فرهنگى، به مطالعات امنيتى وارد شد، بحث «هويت» و رابطه آن با مسائل امنيتى بود. 6 بر اين اساس