123مشركين، كفر و كافران را دشمن مشترك همه مسلمانان معرفى نمايد. از اين طريق با يكسانسازى هويتها، تلقى آنها را از تهديدها، به يك دشمن معطوف مىكند تا موضعگيرى آنها در اين خصوص، يكدستتر و هماهنگتر شود.
ج) مقاومتبخشى (تقويت روحيه مقاومت)
يكى از آثار و كاركردهاى دشمن انگاشتن چيزى، تهديد دانستن اوست؛ يعنى لازمه دشمن دانستن اين است كه او را تهديدى 1 عليه خود بدانيم. تهديدكننده سعى مىكند از طريق ناامنسازى ذهنى و به خطر انداختن منافع ملموس طرف مقابل به هدفش برسد.
افزون بر اين، تهديد ابعاد روانى اجتماعى نيز دارد و به عنوان يك عمل اجتماعى، مانند خزنده در دل جامعه حركت مىكند و چون فضا را مناسب مىبيند، سر برمىآورد و رقيبش را مرعوب مىكند. از آنجا كه تهديد با توجه به زمينه محيط اجتماعى، كارآمدى تأثير و تأثرى خودش را نشان مىدهد، در مقابل كنش و رفتار تهديد، يك واكنش اجتماعى نيز پديد مىآيد كه با توجه به شرايط و زمينههاى اجتماعى، گاهى موفق با خواست تهديدكننده است و زمانى هم مخالف خواست تهديدكننده.
در سوى ديگر تهديد، واكنش تهديدشونده به تهديد وجود دارد كه ممكن است درونى باشد و آشكار نشود و ممكن است به «مقاومت» و عدم تسليم در مقابل خواست تهديدكننده ختم شود. 2 به عبارت ديگر، فعل تهديد از آنجا كه منبعث از يك «غير» است، سبب مىشود كه سه اتفاق در افراد تهديدشونده به وجود آيد: 3