67كه آن را براى دشمنان مشتركمان افروخته بوديم و به نفع دشمنانتان، دست بر دوستانتان بالا برديد. آن دشمنانى كه نه عدالتى در ميان شما به اجرا نهادهاند و نه اميد به آينده بهترى به آنان بستهايد. آيا شما شايسته بلاها نيستيد كه ما را ترك و رها كرديد؟ زمانى كه شمشيرها در نيام و دلها آرام و فكرها بىتشويش بود، شما آشوب به راه انداختيد و همانند ملخهاى ناتوان، خيز برداشتيد و همچون پروانه [پرسوخته] به حركت در آمديد. خاك ذلّت بر سرتان باد! اى بردگان كنيززاده (يزيد) و بردگان راندهشدگان احزاب و رهاكنندگان كتاب (قرآن) و تغييردهندگان گفتار حق و جمعيّت گناهكار وابستگان شيطان و نابودكنندگان سنتهاى الهى.
آيا شما يار و بازوى اين فرومايگان شديد و از ما دورى مىكنيد؟ آرى! سوگند به خدا، نيرنگ شما از قديم بوده است و سرشت و بنياد شما از روى نيرنگ پىريزى شده است و نسلهاى شما بر روى همين اساس پليد روييده شدهاند. شما ناپاكترين ميوه همين درخت هستيد كه همچون استخوان در گلوى باغبان مىباشيد، امّا براى غاصبان، ميوهاى گوارا هستيد.
شگفتا! زنازاده فرزند زنازاده، مرا بين يكى از دو چيز مجبور كرده است، بين مرگ و ذلّت (تسليم) و هيهات كه ما ذلّت و خوارى را بپذيريم. دامنهاى پاك،