63دشمن روى برنمىتابد. او از رزمندهترين بندگان خدا، و داراى گرامىترين حسب و شريفترين آن در ميان آنهاست؛ بر نابكاران از سوزش آتش زيانبارتر است و دورترين مردم از عار و ننگ، و او همان مالك بن حارث اشتر است. وى بسان شمشيرى است كه دندانه تيزش و تيزى لبهاش به كندى نگرايد، زود از ميدان نگريزد و به هنگام رزم، بامتانت و سنگين است؛ انديشهاى عميق و ريشهدار و صبر و تحمّلى نكو دارد. پس سخنش را بشنويد و امرش را فرمان بريد؛ پس اگر فرمان جنگ داد، بجنگيد و چنانچه به اقامت فرمانتان داد، بر جاى بمانيد. او جز به دستور من، نه اقدامى كند و نه دست بردارد. همانا من شما را در بودن با اشتر به جهت خيرخواهى شما و قوّت نفسى كه بر دشمنتان پيدا مىكنيد، بر خويشتن مقدّم داشتم؛ خداوند شما را به هدايت نگه دارد و بر لزوم تقوا، پايدارتان بدارد و ما و شما را به آنچه دوست دارد و مىپسندد، توفيق بخشد و سلام بر شما و رحمت و بركات خداوند بر شما باد.
امام به مالك سفارش كرد تا به خاطر احساس خطرى كه از سوى معاويه و يارانش مىشد، از مسير سماره نرود و از راه باديه كه به ايله در ساحل درياى سرخ مىرسد، به مصر برود.
هنگامىكه مالك از ايله خارج شد، نافع، غلام آزادشده عثمان بن عفان، به خدمت او در آمد و بسيار به او خدمت