38براى تمرد و انكار مراسم حج به مكه آمد و دانشمندان حاضر در حج، به خاطر بدزبانى و بدباطنى وى، خوش نداشتند تا با وى همصحبتى كرده و به شبهههاى وى بپردازند.
اما او نزد امام صادق(ع) آمد و به همراه چند تن از هممسلكانش نزد ايشان نشست و خطاب به امام(ع) عرض كرد: «اى ابا عبدالله! اميدوارم خبر محفل ما نزد خودتان بماند؛ چرا كه هركس كه سؤالى دارد، بايد آن را بپرسد؛ همچنان كه اگر كسى دچار سرفه شد، بدون سرفه كردن راحت نمىشود. آيا به من اجازه سخن گفتن مىدهى»؟ امام پاسخ دادند: «هرچه مىخواهى بگوى».
ابن ابىالعوجاء گفت: «تا به كى در اين بيابان، گام مىنهيد و خاكها را لگد مىكنيد و به اين سنگ پناه مىبريد و اين خانه ساخته از گل و سنگ را مىپرستيد و چونان شتر رم كرده، نزدش هروله مىكنيد؟ به يقين هركس كه درباره اين آيين انديشه كند، خواهد فهميد كه اين رسم و آيين بدون انديشه و تأمل و بدون هدف، پايهريزى شده است. تو كه سركرده اين آيين هستى و پدرت آن را پايه گذاشته و نظام داده، پاسخ مرا بده». امام فرمود:
آنكه را خداوند گمراه كند و دلش را كور نمايد، حقيقت برايش گوارا نيست و شيطان سرپرستىاش را پذيرفته و او