105ايستاده. اى آقاى من، گناهانم را ببخش. اى خطابخش، اى آقاى من، حاجتم را عطا كن. آقاى من، بر بدن ضعيف و پوست نازكم رحم كن كه تاب حرارت آتش را ندارد. اى آقاى من، بر من رحم كن كه برده توام، بردهزاده توام و در چنگ توام و توانايى خروج از پادشاهيت را ندارم. چگونه نجات يابم درحالىكه نجات و رستگارى، تنها نزد توست و چگونه به رحمت رِسَم درحالىكه رحمت از سوى توست.
اى خداى انبيا و سرپرست پارسايان و اى كسى كه هر زمان، كرامت تازهاى مىآفرينى. تنها سوى تو آمدهام و نيازم را به درگاه تو آوردم و از زيادهرويم بر خويش، نزد تو شكايت كردم و از تو يارى خواستم؛ پس ياريم بده و از هتاكىهايم در برابرت، نجاتم بخش. اى آقاى من، واى بر من! به كجا بگريزم از كسى كه همه آفريدهها در دست قدرت اوست و اختيار همه به دست او؟ اى آقاى من، از تو به سوى تو گريختهام و در برابرت زارىكنان ايستادهام، به اميد اينكه حاجتم را بدهى؛ حاجتى كه اگر آن را به من دهى، هرچه ديگر ندهى، ضررى به من نرساند و اگر آن را ندهى، هرچه ديگر بدهى، سودى به حالم ندارد.
از تو آزاديم از آتش جهنم را مىخواهم، درحالىكه من بندهاى هستم كه به يگانگىات اعتراف دارم و اعتقاد دارم