90صد يك گمرك گرفته مىشد، اما اگر باز مىشد، صد پانزده مىگرفتند». 1 درصورتى كه دولت ايران، از كالاى وارداتى فقط صد يك گمرك مىگرفت. «عينالسلطنه» در خاطرات خود در سفر به بغداد، به مغازهايى رفته كه فردى ايرانى آن را اداره مىكرده و كالايى را خريده كه قيمت آن نسبت به ايران بسيار گران بوده است. وقتى او علت را جويا مىشود، درمىيابد افزون بر كرايه و عوارض بسيار دكان، دولت عثمانى صدى پانزده، گمرك مىگيرد و در ايران چهارده درصد آن كم مىشود؛ ازاينرو قيمتش در ايران كمتر است. 2 اما دولت ايران كالاى خودش را هم كه خارج مىشد، صد جور گمرك دريافت مىكرد و همين مسئله، اسباب كاهش صادرات شده بود. 3
بعد از وصول اجناس در بغداد و انجام تشريفات گمركى، كاروانها كالا را به مقصد ايران از خانقين، به كرمانشاه، همدان و تهران مىبردند. كرمانشاه و همدان، هر دو حاكمنشين و منطقهاى پرجمعيت و مركز توزيع جنسهاى تجارتى، در توابع پهناور بودند. براى اقلام سنگينوزن و گرانقيمت اروپايى مانند پيانو يا كالسكه، اين مسير حملونقل بهترى به تهران بود؛ زيرا هم راه نزديكتر بود و هم كتلهاى بسيار سخت بوشهر - شيراز در راه وجود نداشت.
اجناس تجارى در اين مسير بايد از دو گمركخانه ايران و عثمانى ترخيص مىشدند. اما گمركخانه عثمانى مشكل به وجود مىآورد؛ زيرا