120سوار شده، يا جسدها در نمد پيچيده بودند و براى دفن در يكى از مكانهاى مقدس به مقصد حمل مىكردند.
دولت عراق با رعايت كامل بهداشت، اجازه حمل جنازه را مىداد. پزشك قنسولگرى ترك كه از سوى شوراى بهداشتى اسلامبول در اين ايالت نمايندگى رسمى داشت، جنازهها را معاينه مىكرد. اجازه عبور فقط براى جنازههايى صادر مىشد كه دستكم سه سال از تاريخ درگذشت صاحبان آنان گذشته و جسد كاملا خشك شده بود. 1 جنازهكشان، گواهىهايى را كه پزشك قنسولگرى كرمانشاه صادر كرده بود، به افسر بهداشت شهر خانقين نشان مىدادند. آنگاه پس از بازديد مجدد جسد، عوارضى گرفته و قبض رسيد صادر مىشد و اين قبض بايست تا مقصد اصلى همراه جنازه مىبود. البته ايرانيان نيز براى فرار از اين ماليات راهكارهاى جالبى داشتند. آنان بهمحض رسيدن به سرحد ايران و عثمانى (خانقين) اسكلت را تجزيه مىكردند و هريك از افراد خانواده قطعه استخوانى را در جامهها و كيف خود مخفى مىساختند و اينگونه بدون پرداخت عوارض مقرر از مرز عبور مىكردند. حتى ديده شده بود، زائرى اسكلتى را در هاون كوبيده و خاك آن را با آرد مخلوط كرده بود. البته او از اين كار خود سودى نبرد؛ زيرا مسافرى كه با او بود از اين عمل به عثمانيان شكايت كرد و آنها نيز دو برابر او را جريمه كردند. 2
به جز عوارضى كه دولت عراق براى ورود هر جنازه دريافت مىكرد، در كرمانشاه نيز عوارض دريافت مىكردند. آنان براى خارجكردن هر