119مشرف مىشوند. 1 در آن زمان جواز حمل جنازه به عتبات از بحثهاى رايج بين علما بود. برخى علما حمل جنازه را به عتبات جايز نمىدانستند و يكى از دلايلشان وضع بد و بىاحترامىهاى يهوديان و... به جنازهها بود. 2 حمل اجساد به اماكن مقدسه، محترمانه صورت نمىگرفت و نزديكان ميت جنازه را همراهى نمىكردند، بلكه براى حمل و دفن آن را به چهارپاداران مىسپردند. 3
مشكل ديگر اينكه كارگران قبرستان به سبب دنائت طبع پس از چند روز قبر را مىشكافتند و سنگهاى لحد را كه قيمت اندكى داشت بيرون مىآوردند و علامتهاى آجرى و سنگى قبر را برمىداشتند تا جاى ديگر بفروشند. آنگاه جسد ميت با عمق كمى در زير ريگ قرار داشت و بيشتر آنها طعمه جانوران صحرا مىشد و به اين سبب از قبور مسلمانان آثار چندانى باقى نمىماند. 4
در ايام صلح كرمانشاه معبر كاروانهاى بسيارى بود كه كالا را به مقصد و جنازه را به مدفن، يعنى به مشاهد مقدسه كربلا يا نجف حمل مىكردند كه باعث شده بود در نزديكى قصرشيرين كاروان بسيارى براى حمل جنازه بهوجود آيند. اين جنازهها از دورترين نقاط ايران به عتبات آورده مىشدند. 5 در ميان راه هر مسافرى بارها با قاطرچىهايى مواجه مىشد كه چهار تابوت را بر يك قاطر بار كرده و خود نيز روى آنها