36كاشانى در اين باره مىگويد:
در اثناى اين حالات سيد تاجالدين آوجى كه از جمله اخلاط اين معجون بود، با جمعى از ائمه شيعه به شرف بندگى پادشاه جهانپناه رسيد. و به اتفاق او را بر رفض تحريض و ترغيب مىنمودند... و سلطان يقين مودت و محبت على و اهلبيت در دل و درون مىكاشت و نقش دوستى ايشان بر صفحه خاطر مىنگاشت، ... رايات همايون در شهور سنه تسع و سبعمأة عزيمت مشاة دارالسلام بغداد جزم كرد و چون به محول نزول فرمود، از آنجا به زيارت مشهد اميرالمؤمنين على(ع) مبادرت نمود و شب را عارضهاى ديد بشارتدهنده و رغبتانگيزنده به خلاص و نجات... .
بامداد به امرا و ايناقان دولت و مقربان حضرت خواب خود باز راند و مذهب شيعه اختيار كرد، و گفت:اى اصحاب و نوكران، هركه از شما با من درين طريقت و عقيدت موافقت نمايد فبها، و هركه طريق مخالفت و مباينت سپرد بر وى هيچ حرج و اعتراض نيست، منصب اعمال خود به سلامت بگذارد و به سلامت برود. بعضى به سبب زوال جاه و مال موافقت نمودند و بعضى از براى تقلّد اعتقاد آبا و اجداد و انكار عوام ظاهر خلاف باطن فرا نمودند. و فرمان نفاذ يافت تا تغيير خطبه كردند و نام صحابه كبار و ائمّه ابرار از خطبه طرح كردند و نام على و