28برخورد كرد. يحيى پاسخش را گفت و به او دشنام داد و او را به خروج عليه خليفه تهديد كرد. عمر ماجرا را براى خليفه نوشت. متوكل به عبدالله بن طاهر كه حاكم خراسان بود، دستور داد يحيى بن عمر را دستگير و روانه دارالخلافه كند. يحيى دستگير و نزد متوكل فرستاده شد. خليفه دستور داد او را 11 تازيانه 1 زدند - آنگاه وى را در خانه يحيى بن خاقان، وزير خود، زندانى كرد و مدتى در آنجا زندانى بود تا اينكه پس از مدتى با ميانجيگرى بستگانش آزاد شد. 2
يحيى پس از آزادى به مدينه رفت و مدتى با وضع بدى زندگى كرد. سپس به سامرا رفت و در آنجا با كسى كه مسئول پرداخت مستمرى وى بود، صحبت كرد. اين شخص نيز با يحيى برخورد بدى داشت و گفت: «چرا بايد به امثال شما مستمرى پرداخت كرد»؟! يحيى شب را با ناراحتى بسيار در خانه يكى از دوستانش سپرى كرد. وقتى برايش غذا آوردند، با آنكه گرسنه بود، از ناراحتى غذا نخورد و گفت: «اگر زنده مانديم، غذا خواهيم خورد».