27است اين است كه قيام يحيى دو مرحله داشت كه ابتدا نخست در سال 235ه .ق در خراسان بود؛ در اين دوره، يحيى دستگير و روانه زندان شد و پس از آزادى، در بغداد سكونت كرد. سپس دوباره در سال 249 يا 250ه .ق در كوفه قيام كرد و به شهادت رسيد.
دليل قيام يحيى
يحيى بن عمر، در دوران متوكل مىزيست. اين خليفه عباسى با آل على(ع) سخت دشمنى داشت و آنان را دستگير مىكرد و پيوسته در صدد آزار و اذيت آنان بود. متوكل مردى عياش، بدطينت و زشتسيرت بود و همواره به لهو و لعب، آوازهخوانى و طرب مشغول بود. دشمنى او با آل على(ع) چنان بود كه همه مورخان، دوران حكومت او را از سياهترين دوران، براى شيعيان و علويان به شمار آوردهاند.
از آنجا كه آزادمردان، زور و ستم را تاب نمىآورند، يحيى مصمم شد تا حق خود و ستمديدگان و رنج كشيدگان را از عمال عباسى باز پس گيرد. وى به همين منظور در سال 235ه .ق 1 وارد خراسان شد و چون قرض داشت و زندگى به او سخت فشار آورده بود، نزد عمر بن فرج رُخَّجى كه از طرف متوكل، سرپرست طالبيين بود، آمد و درباره مطالبه حقوق خود با وى گفتوگو كرد. عمر بن فرج با او با خشونت و تندى