100در پرداخت ديون خود، به سامرا رفت و به وى مراجعه كرد تا درباره صله و مستمرى خود يا گرفتن كمكهاى نقدى ديگرى كه ديوان به بزرگان طالبى مىكرد، با وى مذاكره كند، ولى عمر برخورد تُندى با يحيى كرد. 1 يحيى، توهين او را بىپاسخ نگذاشت و رُخّجى نيز دستور داد تا يحيى را بازداشت و زندانى كنند. يحيى كه او را محبوبترين طالبى عراق آن روزگار دانستهاند 2، پس از آنكه با ضمانت خاندانش از زندان آزاد شد، در بغداد سكونت كرد. ولى اوضاع زندگىاش همچنان نامناسب بود، تا اينكه دوباره به سامرا رفت و اينبار، با وَصيف (سردار ترك) ملاقات و درخواست كرد كه مقررىاى براى او برقرار شود و چون وَصيف، پاسخ تندى به او داد، اين تحقير را تاب نياورد و رهسپار كوفه (پايگاه خاندانى خويش) شد و عليه دستگاه خلافت، قيام كرد. وى نخستين طالبىاى بود كه بغداديان در قيام او شركت كردند. 3 ولى از سپاه طاهريان (كه در آن روزگار، شرطه بغداد بودند)، شكست خورد و در حوالى كوفه به شهادت رسيد و بسيارى از همراهان او (كه اغلب زيدى