58بوده است، شايد بتوان احتمال داد كه تا سده نهم هجرى، هنوز در نيشابور خانوادههايى از خاندان «آل قنبر» باقى و شناخته شده بودهاند و بر اين اساس، اين شاعر نيز از اين خاندان، بوده باشد.
قنبر، غلام امام رضا(ع)
در برخى منابع، از غلامى به نام «قنبر كبير»، براى امام رضا(ع) ياد شده است كه نوادهاى به نام «محمد بن صالح بن على بن محمد بن قنبر» داشته است و شيخ صدوق از وى، روايتى درباره منازعه جعفر كذاب با امام زمان(عج) پس از وفات امام حسن عسكرى(ع)، درباره ميراث آن حضرت، نقل كرده است 1 و منابع بعدى نيز از شيخ صدوق، اين روايت را نقل كردهاند.
براساس همين روايت، علامه تسترى، صاحب قاموس الرجال، محمد بن صالح ياد شده را در زمره كسانى كه حضرت حجت(عج) را رؤيت كردهاند، برشمرده و او را منطبق بر «محمد بن صالح بن محمد همدانى»، دانسته است 2 كه در منابع رجالى و روايى شيعه، از وى ياد شده است؛ از جمله شيخ طوسى در رجال خود، او را از اصحاب امام حسن عسكرى(ع) برشمرده و با تعبير «وكيل» و «دهقان»، از وى ياد كرده است. 3