92اينك كه به دريوزگى 1 به محضر شما بزرگواران حاضر شدهام، همچون «حكم بن عتبه» كه كودكانه و مجذوب در برابر فرزندتان، زانوى ادب بر زمين مىزد و شيفته كلام استاد، لطايف علم و حديث را از آن شكافنده علم و معرفت مىآموخت، جاذبه محضرش، دلم را مىكشاند به قلههاى خواهش، خواهش اينكه با علم و معرفت الهى خويش دريايىاش كند.
دل من چه اميد و توقع جسورانهاى پيدا كرده از اين سخن فرزندتان، صادق آل محمد(ع)، كه فرمود: «هر كس ما را بعد از مرگمان زيارت كند، گويا ما را در حال حيات زيارت كرده است». 2 پس با همين اميد و توقع جسورانه، حضور فرزندتان عرض مىكنم: «يا صادق آل محمد! من امروز به ديدار شما آمدهام و با وجود ممانعت وهابيان گمراه، با اعتقاد به اينكه كلام مرا مىشنويد و سلام مرا پاسخ مىدهيد، همانگونه كه در نماز، به جدتان سلام مىكنم، به شما نيز سلام مىكنم و مىخواهم در آستانه رحمت و توفيق الهى، لذت راز و نياز با شما را دريابم و دست در دست شما بگذارم؛ به اميد اينكه از خرمن فضايل شما طرفى ببندم و همچون «مُفضَّل» درهاى علم بىكران توحيد را به رويم بگشاييد و با اشارهاى، به كوى بندگى واقعى رهسپارم كنيد؛ آنچنان كه شاگردان خود را در دانشگاهى به وسعت همه دلهاى عاشق حق، تا مرزهاى معرفت