90همانگونه كه شما كنار قبر جدتان اميرالمؤمنين(ع) گريستيد و زيارت «امين الله» را زمزمه كرديد، 1 اينجا همصداى ملائك مقرب درگاهتان سلام مىكنم، زيارتنامه مىخوانم و گريه مىكنم.
اى مولاى من! اى سيد ساجدين! امروز من هم از پشت ديوار بقيع، بر شما و فرزندان غريبتان گريه مىكنم؛ همچنان كه شما در آن روزهاى سخت مدينه كه ابواب پر بركت معارف امامت و ولايت را تنها به روى پنج نفر مىگشوديد و ياران محرم ولايت، فقط به اندازه انگشتان يك دست بود. 2 در آن روزها، شما فقط با گريه بر شهيدان كربلا و زنده نگهداشتن ياد و خاطره آنها، ابعاد خيانت و جنايت بنى اميه را برملا مىكرديد و ضمن مبارزهاى آرام و بىصدا با غاصبان ولايت، اشك را بهترين سلاح براى شيعيان مىدانستيد؛ سلاحى كه هميشه جانب حق را مىگيرد.
يا على بن الحسين! راستى كه در آن روزهاى سخت، چه زيبا و صبورانه با برپاكردن كلاس دعا، به تدوين معارف الهى پرداختيد و صحيفه گرانمايه خود را همچون يك ترجيعبند بلند عرفانى تدوين كرده، به بشريت عرضه نموديد؛ ترجيعبندى كه در پايان هر بند آن، شاهبيت ترجيعش، صلوات بر محمد و آل محمد، حقانيت و شأن والاى شما را تا ابد يادآور مىشود.
اى يادگار كربلا! در آن دوران كه مىدانستيد كسى آمادگى نبرد با دشمن را ندارد، چه زيبا ابواب مكتب دعا را بر شيعيان گشوديد تا شيعه