80 كاش همانطور كه شتر پيامبر(ص) با فرود آمدن در زمينهاى «سهل و سهيل»، يتيمان مدينه را تا اوج عزّت و افتخار پيش برد، توسن چابك عشقش مرا نيز در جايى فرود آورد كه بدون احساس كمترين فاصلهاى، زير نگاه گرمش در اوج آشفتگى، با افتخار زمزمه كنم:
يا سيدنا! اتَوَجّهُ بِكَ و بِاَهلِ بَيتِكَ الَى اللهِ تعالى ربِكَ و رَبي لِيغفِرَ لي. 1
اى سرور و آقاى من! با توجه به تو و اهل بيت تو، به سوى پروردگارت و پروردگارم روانهام تا مگر گناهانم را بيامرزد.
اى بشير و نذير! سلام بر تو، اى سراج منير! سلام بر تو، اى بين خدا و خلق سفير! سلام بر تو، امروز در محضر تو از خدا مىخواهم، در محشر مرا در زمره تو و اهل بيت تو قرار دهد و حوض كوثر تو، محل ورودم به محضر الهى باشد. 2
اى رسول خوبىها! امروز به شفاعت تو سخت محتاجم و فرداى قيامت محتاجتر. امروز اين همه راه را تا مدينه به پاى سر آمدهام، به اين اميد كه فرداى قيامت، به چشم آشنا نگاهم كنى و بالهاى مهربانىات را آنچنان بر سرم بگسترانى كه از حُرم آتش عذاب در امان بمانم.
يا رسول الله! امروز دلم را بر ستونهاى حرم تو دخيل مىبندم، به اين اميد كه در محشر، پروندهام را به دست راستم بدهند و به خاطر دوستى تو و اهل بيت تو، با چهرهاى سفيد محشور شوم و در مقام «اشقيا» قرار