30موقع برگشتن حجاج نيز وارسىها و سختگيرىهاى بىجا و ريختوپاش چمدانها، زائران را بسيار دلخور مىكرد. بعضى هم با آشنايى و پرداخت رشوه، چمدانهايشان مهر و موم مىگرديد و بدون اينكه باز شود از بازرسى فرودگاه رد مىشد. 1 حتى پذيرايى از زائران خانه خدا در هواپيما نيز با ديگر مسافران تفاوت زيادى داشت؛ غذاى نامناسب و سرد و توجه ناكافى به اين مسافران، از جمله اين تبعيضها بود. 2
حضور دولت در برپايى اين سفر، به داخل ايران و مراجعات مكرر مردم به سازمانها و نهادهاى مربوط و نصب آگهى ثبتنام بر ديوارهاى شهر خلاصه مىشد. هزاران زن و مرد و پير و جوان، ساعتها و گاه شبها و روزهايى را در صف مىگذراندند تا درخواست سفر حج را بدهند. آنگاه معاينه شده، گذرنامه بگيرند و بعد راهى سفر گردند.
تنها مرهم اين مصيبتها، شايعاتى بود كه صاحبان منافع اين سفر به زائران منتقل مىكردند و مىگفتند: تا كسى سختى نكشد و رنج نبرد و گرما و سرما را تحمل نكند، حج او مقبول درگاه الهى نخواهد بود!
اين آشفتگىها تا سال پنجاه ادامه يافت. در سال 51 با دستور مستقيم محمدرضاشاه دستگاه حج به سازمان اوقاف سپرده شد. در اينجا ابتدا مراحل مستقل شدن سازمان اوقاف از وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش) را بررسى مىكنيم؛ سازمانى كه از سال 51 تمام اقدامات مربوط به برگزارى حج و زيارت را به عهده گرفت.