88موصل اشتباه لشكر خدا در احد است، پنداشتم پاسوز موصل شدى از تو مىخواهم مرا به خاطر اين ظن شيطانى حلال كنى. يكى از اهداف قيام كه خونخواهى از امام شهيدمان بود در حروراء محقق شد. اينك عقبه قيام و برپايى دولت علوى منوط به همت شماست. ما هرچه مىتوانستيم كرديم اميد كه مرضى درگاه احديت واقع شود ... والسلام.
ابن اعثم كوفى سخن صريحى را از زبان مختار آورده است كه نشان مىدهد او به كمك ابراهيم اميد داشته است. او مىگويد: «عجب مصيبتى است امروز، اى كاش ابراهيم در كنارم بود. اما او مرا رها كرد و من چارهاى جز تن دادن به مرگ ندارم». 1
شايد بتوان حضور نداشتن ابراهيم در كوفه را از دلايل اساسى شكست مختار از سپاه مصعب بن زبير برشمرد و نيز شايد بتوان گفت، كنارهگيرى او از مختار باعث شده بود پس از شهادت مختار، مصعب بن زبير از يك سو و عبدالملك بن مروان از سوى ديگر در او طمع ببندند تا ابراهيم را كه مردى پر نفوذ و مدير بود، با خود همراه سازند؛ ازاينرو مصعب نامهاى به ابراهيم نوشت و به او وعده داد، اگر بيعت با ابنزبير را بپذيرد، امارت مناطق شمالى عراق را به او مىسپارد. نامه مشابهى نيز از سوى عبدالملك مروان (خليفه اموى شام) به ابراهيم رسيد.