115مورخان شجاعت او را ستودهاند. 1 نقل است كه در يوم خازر، 2 عمير بن حباب و فرات بن سالم از همراهان و ياران ابنزياد بودند. اما در بين راه از لشكر شام جدا شدند و به لشكر ابراهيم پيوستند. آن دو هنگامى كه به اردوگاه ابراهيم رسيدند، ديدند آتشى افروختهاند و ابراهيم درحالىكه پيراهن زرد هراتى و بالاپوشى گلدار بر تن كرده، شمشير به دوش ايستاده است و لشكرش را سازماندهى مىكند. عمير از پشت به ابراهيم نزديك شد و ناگهان او را از پشت در بغل گرفت. ابراهيم بىآنكه از جاى خود تكان بخورد، سر را برگرداند و پرسيد: «كيستى؟» عمير گفت: «عمير بن حباب...». 3
ابننماى حلى از فقهاى برجسته درباره ابراهيم نوشته است: «كان ابراهيم ظاهر الشجاعة، وارث زند الشهامة، نافذ حد الصرامة، مشمرا في محبة اهل البيت(عليهم السلام) عن ساقية، ملتقيا داية النصح بكلتا يديه». 4
شاعران بسيارى در رثاى جوانمردى و شجاعت ابراهيم اشعارى سرودهاند؛ از جمله: سرافة البارقي، عبدالله الزبير الاسدى و ابن همام. ابراهيم خود نيز شعر مىسرود.
باوجود تمجيد برخى از ابراهيم بن مالك اشتر، نبايد از عاقبت