74شايد تصور ايستادن روى جمرهاى كه به شكل انصاب الحرم است، مشكل باشد. اما اگر جمره را ستون به همراه سنگريزههاى پيرامونش بدانيم، اين ايستادن قابل تصور است. البته اگر نسخه «تهذيب» و «قرب الاسناد» را مقدم كنيم؛ مىتوان گفت كه روايت دو احتمال ديگر دارد؛ چراكه طبق اين نقل؛ از رمى قسمتهاى بالاى جمره، يا از رمى از بالاى جمره عقبه، - اگر منصوب به نزع خافض بدانيم (من اعلى الجمره) كه براى جمره عقبه سابقه دارد - نهى فرموده است.
5. تعبيراتى كه در مورد استحباب نحوه پرتاب و رمى جمرات مىگويد، رمى با فاصله گرفتن از جمرات به مقدار ده تا پانزده ذراع (حدود پنج تا هفت متر) و به صورت خذفى باشد؛ يعنى با سر انگشت شست و اشاره، سنگريزهاى كه به اندازه يك بند انگشت است، حدود پنج يا هفت متر پرتاب شود به گونهاى كه برخوردش با هدف هم مشخص گردد.
اين تعابير نشانگر اين نكته است كه جمرات ماهيتى بزرگتر و دست يافتنىتر از ستونهاى عهد عثمانى يا توسعه سعودى اول داشته كه پرتاب سنگ با دو انگشت آن هم از فاصله حدود پنج تا هفت مترى (ده يا پانزده ذرع يا خطوه) به آن ممكن و مستحب بوده، وگرنه بايد چنين استحبابى را حمل بر موارد نادر كنيم؛ مثلاً در مورد استلام حجر داريم كه اگر ازدحام نبود و ممكن شد، خود حجر را لمس كند و اگر ازدحام بود اشاره كند؛ همينطور در مورد داخل شدن به كعبه؛ در حالى كه امكان و احتمال دسترسى به اين موارد در مواقع عمره كه جمعيت كمتر بوده، فراهم بود. بر خلاف رمى جمره كه هميشه در ايام حج و ازدحام جمعيت است و گزارشها از زمان پيامبر اكرم(ص) و ساير معصومان(عليهم السلام) همه شاهد اين مسئله است.
در دو روايت فاصله رامى مشخص شده است؛ يكى روايت صدوق در «فقه الرضا»:
... فَإِذَا أَتَيْتَ رَحْلَكَ بِمِنى، فَاقْصِدْ إِلَى جَمْرَةِ الْعَقَبَةِ وَ هِيَ الْقُصْوَى وَ أَنْتَ عَلَى طُهْرٍ وَ