52اين تعبير نشان مىدهد كه محل رمى در سراشيبى بوده و اگر سنگ نزديك آن مىافتاد، مىغلتيد و در آن محل مىافتاد، كفايت مىكرده است. اين دليل بر آن است كه ستونى به عنوان «مرمى» (محل رمى) مطرح نبوده؛ بلكه «مرمى» همان محل اجتماع سنگريزهها بوده است. 1
نقد: ايشان از تعبير «ثم مرت على سننها» در سراشيبى بودن جمرات را استفاده كرده و اين مطلب را نافى ستون بودن آن دانسته است، اما باتوجه به ويژگى جغرافيايى منطقه، اين مطلب از مسلمات است كه جمرات اول و دوم در وسط درهاى قرار داشتند كه كوههاى كناره بر آنها مشرف بود. همينطور جمره عقبه متصل به كوهى به نام «قابل» بود كه مىشد بر بالاى آن رفت و سنگ پرتاب كرد. بنابراين امكان اينكه سنگريزهها پس از برخورد با چيز ديگرى سر بخورد و به ستونها - كه با توجه به تاريخچه جمرات حوضچهاى آن را احاطه نكرده بود - برخورد كند وجود دارد و در سراشيب بودن جمرات منافاتى با ستون بودنشان ندارد.
همچنين تعبير«مرت على سننها» تنها به معناى غلتيدن نيست؛ بلكه به معناى «به هدف اصابت كردن» و«به راه مقصود خود رفتن» نيز آمده: «جِئْتُه بالحَدِيثِ عل سَنَنِه و سُنَنِه: اي على وَجْهِه»، «السَّنَنُ: المَذْهَبُ و الطَّرِيْقُ. و كذلك السَّنَنُ: القَصْدُ الذي تُرِيْدُه»، «مرَّ على سَنَنه و سُنُنه و سُنَنه، إذا مرّ على قصده و استوائه»، «و منه: جئته بالحديث على قَمَنِه. أي على سنَنِه و على ما ينبغي أَن يحدث به» 2كه اينجا اين معنا مناسبتر است.
ج) كلمات افرادى كه ستونهاى جمرات را نشانه جمرات و نه حقيقت جمرات دانستهاند: 3
يك- ابنعابدين از علماى اهل سنت (متوفّاى 1232 ه .ق):