51
2. استظهار معناى «زمين» از جمره از كلام چهل تن از پيشينيان فريقين:
الف) بهكارگيرى تعبير (الارض) براى جمرات در عبارات فقهايى چون ابوالصلاح در «كافى» و ابنزهره در «غنيه» و علامه در «منتهى» و «تذكره» و صدوق در «فقه الرضا». 1
نقد: هيچكدام از لغويان جمره را به معناى ارض و زمين مسطح ترجمه نكردهاند. به علاوه كسانى كه به كلامشان استشهاد شده، همه مربوط به قرون متأخر از عصر حضور معصومان(عليهم السلام) هستند؛ درحالىكه ما تاريخچهاى داريم كه گواهى مىدهد كه پس از سال 241 هجرى قمرى قطعاً جمرات اعلام و ستونهاى مشخصى بوده كه به دور آن سنگريزههاى پرتابى جمع مىشده است. پس ناگزيريم تعابير فقها در اين جملات را نوعى توسع در تعبير و مجاز بدانيم.
افزون بر آن، بايد گفت بهكارگيرى تعبير «و أن يقف من قبل وجه الجمرة، و لا يقف من أعلاها» و «ارمها من قبل وجهها» يا «من قبل وجه الجمره» كه درتعابير همين منابع 2 و كتب فقهى ديگر 3 آمده، با زمين دانستن جمره منافات دارد؛ چراكه زمين مسطح رو و پشت ندارد تا گفته شود «جمره را از سوى رو و جلو و نه از پشتش رمىكن».
ب) عبارت مرحوم علامه در «منتهى»:
ولو رمى بحصاة فوقعت على الارض ثم مرّت على سننها أو أصابت شيئا صلبا كالمحمل و شبهه ثم وقعت فى المرمى بعد ذلك، أجزأه. 4
هنگامى كه سنگريزهاى بيندازد و روى زمين بيفتد و سپس بغلتد، يا به چيز محكمى مانند محمل يا شبه آن بخورد، سپس در داخل مرمى بيفتد، كافى است؛ زيرا افتادن در محل رمى، با فعل او، و به وسيله او بوده است.