39مىشد از روى آن گذشت: «عن نافع، قال: كان ابن عمر - رضي الله عنهما - يقوم عند الجمرة الوسطى [هذه] الصخرة السابلة التي في الجبل». 1
گزارشهاى مربوط به دهههاى آغازين قرن دوم، حاكى از بازبودن اطراف همه جمرات است؛ به گونهاى كه با قرار گرفتن در وسط آنها، انسان مىتوانست همه آنها را از همان نقطه رمى كند. اين گزارشها از قرار داشتن جمره وسطا بر روى تلى كوچك حكايت مىكند كه با توجه به وصف اين جمره در قرن قبلى - كه آن را صخرهاى در مسير پيادگان مىشمرد - نشان دهنده تراكم سنگريزهها بر روى آن، در اين مدت است؛ اين نكته با رواياتى تأييد مىشود كه بيان كننده نبود برنامهاى براى زدودن سنگريزههاى پرتاب شده بر جمرات است؛ از جمله اين روايات - كه فاكهى نقل كرده - عبارت است از:
عن أبي سعيد الخدري - رضي الله عنه - أنّه قال: الحصى قربان فما يقبل من الحصى رفع؛ حدّثنا أبوبشر، قال: ثنا أزهر بن سعيد، قال: ثنا عبدالله بن عثمان بن خثيم، قال: سألت أباالطفيل عن حصي الجمار أن لا يكون هضابا؛ تسدّ الطريق؟ قال: سألت ابن عبّاس - رضي الله عنهما - عنه، فقال: ملك موكل به، فما يقبل منه رفع، و ما لم يقبل منه بقي؛ سألت ابن عباس - رضي الله عنهما- قال: قلت: ما بال [هذه] الجمار ترمي في الجاهلية و الإسلام، كيف لا تسدّ الطريق؟ قال: إنّه ما تقبل الله - عزّ و جلّ - من امرئ إلّا رفع حصاه.
از ابوسعيد خدرى نقل كرده كه سنگريزههاى جمرات، قربانى است و هرچه از آن قبول شود، بالا مىرود؛ از ابوطفيل نقل شده كه وقتى از وى سؤال شد، چرا سنگريزههاى جمرات به تپههايى بلند كه راه را بند مىآورد تبديل نشده است؟ از ابنعباس نقل كرد كه فرشتهاى بر اين سنگريزهها موكل است كه هركدام را كه قبول شود بالا مىبرد و آنچه قبول نشود باقى مىماند؛ همچنين از ابنعباس نقل كرده كه وقتى از وى سؤال شد، چرا اين جمرهها كه در جاهليت و اسلام رمى شده،