246
أَعْمَلُ بِيَدِي فَاجْتَمَعَتْ لِي نَفَقَةٌ فَجِئْتُ أَحُجُّ لَمْ أَسْأَلْ أَحَداً عَنْ شَيْءٍ فَأَفْتَوْنِي هَؤُلَاءِ أَنْ أَشُقَّ قَمِيصِي وَ أَنْزِعَهُ مِنْ قِبَلِ رِجْلِي وَ أَنَّ حَجِّي فَاسِدٌ وَ أَنَّ عَلَيَّ بَدَنَةً، فَقَالَ لَهُ: «مَتَى لَبِسْتَ قَمِيصَكَ أَ بَعْدَ مَا لَبَّيْتَ أَمْ قَبْلَ» قَالَ: قَبْلَ أَنْ أُلَبِّيَ، قَالَ: «فَأَخْرِجْهُ مِنْ رَأْسِكَ فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكَ بَدَنَةٌ وَ لَيْسَ عَلَيْكَ الْحَجُّ مِنْ قَابِلٍ أَيُّ رَجُلٍ رَكِبَ أَمْراً بِجَهَالَةٍ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ طُفْ بِالْبَيْتِ سَبْعاً وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ(ع) وَ اسْعَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ قَصِّرْ مِنْ شَعْرِكَ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ التَّرْوِيَةِ فَاغْتَسِلْ وَ أَهِلَّ بِالْحَجِّ وَ اصْنَعْ كَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ». 1
عبدالصمد مىگويد: مردى داخل مسجدالحرام شد و لبيك گفت؛ درحالىكه لباس دوخته برتن داشت. عدهاى از ياران ابوحنيفه به سمتش شتابان رفتند و گفتند لباست را چاك بزن و از سمت پاهايت بيرون بياور؛ چرا كه يك شتر كفاره بر گردنت آمد و بايد سال آينده نيز حج بهجا آورى؛ زيرا اين حج تو فاسد است.
امام صادق(ع) در اين هنگام وارد مسجد شد و رو به كعبه تكبير گفت، و آن مرد نزد ايشان آمد در حالى كه از شدت ناراحتى موهايش را مىكند و بر صورت مىزد. امام به او فرمود: «اى بنده خدا! آرام باش» آن مرد غير عرب به امام گفت كارگرى است كه پول حج نزدش جمع شده و بدون اينكه از كسى چيزى بپرسد به حج آمده و سخن اصحاب ابوحنيفه را نيز بازگو كرد. امام فرمود: «چه وقتى لباست را پوشيدى، قبل از تلبيه يا بعد از آن»؟ گفت: قبل از تلبيه. امام فرمود: «آن را از سمت سر بيرون بياور و چيزى بر عهده تو نيست و لازم نيست سال آينده به حج بيايى. هركس كارى را از روى جهالت و نادانى مرتكب شد، كفارهاى بر عهدهاش نيست. هفت دور طواف كن و نماز را نزد مقام ابراهيم(ع) بخوان و بين صفا و مروه سعى كن و اندكى موهايت را كوتاه كن و در يوم الترويه غسل كن و براى حج احرام ببند و مانند ديگران عمل كن».