170
سند روايت
پيش از اين و در بخشهاى قبلى طريق شيخ طوسى به موسى بن القاسم، تصحيح شد. سند در اين روايت مشتمل بر ثقاتى است كه توثيق اكثر آنان، مگر حلبى و موسى بن القاسم نقل شده است. اين دو بزرگوار نيز توثيق صريح دارند. 1 بنابراين روايت صحيح است.
دلالت روايت
براساس اين روايت، بر فردى كه فراموش كرده كه در منا تقصير يا حلق كند، واجب است كه به منا بازگردد و اين كار را در منا انجام دهد. وقتى كه براى فردى كه فراموش كرده است در منا تقصير يا حلق كند، وجوب رجوع و انجام اين كار در منا ثابت بماند، به قياس اولويت، براى شخصى كه عامد و ملتفت است، واجب است كه در منا حلق يا تقصير را انجام دهد.
تعبير «القاء الشعر» هرچند به معناى انداختن موست، ولى در اينجا به معناى كنايى حلق يا تقصير كردن مو، آمده است؛ زيرا با عبارت «كان حلقاً او تقصيراً» وصف شده است و انداختن مويى را مطلوب نشان مىدهد كه به صورت حلق و تقصير در منا از بدن جدا شده است. به علاوه، اراده تراشيدن يا كوتاه كردن مو در بيرون منا و آوردن موها به منا بسيار بعيد و نامتعارف است. 2
دو - روايت بطائنى از ابىبصير
روى عَلِيُّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيبَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ جَهِلَ أَنْ يُقَصِّرَ مِنْ رَأْسِهِ أَوْ يَحْلِقَ حَتَّى ارْتَحَلَ مِنْ مِنىً قَالَ فَلْيَرْجِعْ إِلَى مِنىً حَتَّى يَحْلِقَ بِهَا شَعْرَهُ أَوْ يُقَصِّرَ وَ عَلَى الصَّرُورَةِ أَنْ يَحْلِقَ». 3