147
فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذٰلِكَ سَخَّرْنٰاهٰا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) 1
به قرينه «فاء» در (فَكُلُوا)، ظاهر آيه اين است كه قربانى بايد در راه اطعام استفاده شود و قربانى كننده و فقراى قانع و معتر نيز از گوشت آن بهرهمند گردند. نه اينكه گوشت آن به جاى استفاده، طعمه آتش يا در زمين دفن شود. بر فرض كه بپذيريم امر (فَكُلُوا) در آيه شريفۀ (وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ.. فَكُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِيرَ). 2در مقام دفع توهم حظر است، ولى هيچ ترديدى در دلالت (أَطْعِمُوا) بر وجوب مصرف گوشت قربانى در ميان فقرا نيست؛ چنانكه روايات وارد در ابواب ذبح نيز بر آن دلالت مىكند و ذبح مقدمه اين امر واجب است كه بعد از آن محقق مىشود و به حسب ظاهر آيه از آن تفكيك ناپذير است. 3
تقرير ديگر: براساس آياتى كه گذشت، مىتوان گفت قربانى شتر تنها در سه زاويه براى ما تسخير شده كه اگر هريك نباشد، گويى هيچ نيست و دست كم حق نداريم به گونه ديگر قربانىشان كنيم؛ اين سه بعد عبارتاند از:
نشان دهنده روح بندگى باشد، به نام خدا قربانى شود و در اختيار بندگان خدا
قرارگيرد تا از آن بهرهمند شوند. 4
اشكال بر استدلال:
فاء ظهورى در وحدت مالك ندارد. اگر ذبح را مقدمه عقلى براى اطعام بدانيم، پس