138دمشق و ابن حجر عسقلانى در اصابۀ از قول اميرالمؤمنين آوردهاند: إنما حبست بناتى على بنى جعفر؛ 1 پس از اصرار عمر، با ازدواج وى با امكلثوم موافقت كرد.
و در خبر ديگرى آمده، كه على(ع) خواستگارى عمر را نپذيرفت و گفت: من دخترانم را براى پسران عمويشان جعفر نگه داشتهام، پس عمر آنقدر اصرار كرد تا نتيجه داد.
بسيارى از علماى اهلسنت نيز درباره رضايت نداشتن على(ع) از عمر نوشتهاند:
على(ع) نگذاشت امكلثوم عده وفات شوهرش را در خانه عمر سپرى كند، بلكه او را پس از هفت روز از كشته شدن عمر به خانه خود برد. 2
شايد گفته شود در صورت صحت وقوع ازدواج، چگونه اميرالمؤمنين على(ع) با اينكه از عمر دل خوشى نداشت و در فرازهاى نهجالبلاغه و ديگر كتب آمده است، تسليم اين ازدواج تحميلى شد و چرا نجنگيد؟!
گفتنى است در صورت صحت قضيه، اين خواستگارى اجبارى، مهمتر از حمله عمر به خانه حضرت على(ع) و سوزاندن در خانه حضرت و لگد زدن عمر به دختر پيامبر(ص)، و سقط محسنش - كه در اسناد معتبر علماى اهلسنت نقل شده است - نبود. همچنين از غصب فدك و زمينهاى اطراف مدينه (مانند زمينهاى بنىالنضير) و مهمتر از همه از غصب خلافت، مهمتر نبود! حضرت على(ع) چگونه بر اين همه شدايد صبر كرد و به دليل فروپاشى اسلام شمشير نكشيد و آن جملات دردناك را در زمان خلافت خود بر زبان جارى كرد؟
آقاى فاضل! اگر كتابهاى علماى اهلسنت براى شما معيار و ملاك است، تشتت