57مىكند: «از خود پرسيدم كه براى موضع گرفتن در مقابل غرب، اين مراسم حج، خود نوعى سكوى پرش نيست؟». 1 در واقع وى راه برونرفت از وضع اسفبار كشورهاى اسلامى را احياى حج مىداند.
آل احمد از بىنظمىهاى حج در سال 1343 گله مىكند و مىگويد، سالى يك ميليون نفر در اين مراسم شركت مىكنند كه اگر نظم، تسهيلات و نوجويىهايى داشت، چه قدرتى مىتوانست باشد. آل احمد تنها راه احياى حج را بينالمللى كردن مديريت آن مىداند. 2 مديريت صحيح حج، باعث فراموشى تمام حقارتهاى تاريخى مسلمانان در برابر دنياى غرب خواهد شد.
قدرت دنيوى جهان اسلام، در حج نهفته است. حاجيان مشغول آداب ظاهرى حج و داد و ستد در بازارهاى مكه و مدينه هستند. ولى «آخر در اين اجتماع، بايد معنايى باشد! معنايى برتر از اين داد و ستد و بازار و سياحت و اداى دين و آداب و اقتصاد و حكومت و هزار الزام ديگر». 3 هويت اين اجتماع بزرگ بشرى را بايد جستوجو كرد و براى به دست آوردن، بايد قيام نمود. حج همراه با برائت، به عنوان حج انقلابى در ادبيات سياسى جاى گرفته است. 4
هويت در پاسخ به دو سؤال اساسى مشخص مىشود: من كى هستم؟ و من كى نيستم؟ 5 غيريتسازى در عرصه اعتقادى، اجتماعى و سياسى و حوزههاى ديگر زندگى، بخشى از هويت جوامع و گرايشات را تبيين مىكند. 6 مواقف حج، سراسر مملو از خودىسازى و غيريتسازى است، انقلاب در عرصه سياسى و اجتماعى، خودىساز و غيريتساز است.