50فاصله انسان و خدا چيست؟ آيا زمان است يا مكان؟ هيچ كدام، فاصله انسان و خدا، خوديت و منيت انسان است. خدا در نزد قلبهاى شكسته است. مردم در خانهاى هستند كه كسى احساس مالكيت نمىكند.
همه در مسجدالحرام برابرند و فرقى ميان حضرى و سفرى و دور و نزديك نيست: ( وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ الَّذِي جَعَلْنٰاهُ لِلنّٰاسِ سَوٰاءً الْعٰاكِفُ فِيهِ وَ الْبٰادِ )؛ «و مسجدالحرام كه براى مردم، چه مقيم و چه غريب، يكسان نيست».(حج: 25).
امام خمينى(رحمه الله) انقلاب ايران را انقلاب مربوط به مردم مىداند، نه قشرى خاص:
اين نهضت ايران، نهضت مخصوص به خودش نبوده و نيست؛ براى اينكه اسلام، مال طايفه خاصى نيست. اسلام براى بشر آمده است، نه براى مسلمين و نه براى ايران. انبيا مبعوثاند بر انسانها و پيغمبر اسلام، مبعوث بود بر انسانها. خطاب به ناس [است:] ( يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ). ما كه نهضت كرديم، براى اسلام نهضت كرديم. جمهورى، جمهورى اسلامى است. نهضت براى اسلام نمىتواند محصور باشد در يك كشور و نمىتواند محصور باشد در حتى كشورهاى اسلامى. نهضت براى اسلام، همان دنباله نهضت انبياست. نهضت انبيا براى يك محل نبوده است. پيغمبر اكرم، اهل عربستان است؛ لكن دعوتش مال عربستان نبوده؛ محصور نبوده به عربستان؛ دعوتش مال همه عالم است. 1
از نظر امام انقلاب متكى به قشر خاصى نيست، اما نقش عمده را طبقه مستضعف، مستمندان، فقرا، زاغهنشينان، حاشيهنشينان و محرومان ايفا كردند. 2 در واقع خاستگاه انقلاب، مانند خاستگاه اسلام است؛ اما جهتگيرى آنها، جهتگيرى عام و انسانى است و منافع مردم را تأمين مىكند. از نظر امام خمينى(رحمه الله) آيه ( أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ ) دليلى بر همگانى بودن