47در اين بخش برخى از اصول و مؤلفههاى انقلاب اسلامى در راستاى فرهنگ حج را بيان مىكنيم؛ اصولى كه در پايايى و پويايى بيدارى اسلامى، جايگاه ويژهاى دارد.
1. خدامحورى
انقلاب اسلامى و حج ابراهيمى، هر دو حاصل احياى تفكر دينى در دوره معاصر هستند. در واقع احياى اسلام ناب، محرك اصلى آن دو است. اسلام، منبع قوى و پرتحرك در زمينههاى مختلف سياسى، اجتماعى و اقتصادى است. پسوند «اسلامى» در حج و انقلاب و «ابراهيمى» در حج، مقصد اين دو حركت را نشان مىدهد. البته حج يك عمل عبادى، اجتماعى و سياسى است و انقلاب يك عمل اجتماعى و سياسى؛ ولى هر دو براى انجام يك تكليف و آن ( فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَيْتِ ) (قريش: 3) و ( لاٰ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً ) (الحج: 26) هستند. حج ابراهيمى، فرصت جهاد، ايثار، شجاعت، شهامت، وحدت، ذكر و پرستش توحيد است. 1
محتواى حج، گرايش به حق و تهى كردن دل از همه تعلقات، رجم شياطين انس و جن و عهد با خداى يكتا براى طرد قدرتهاى شيطانى است. 2
اسلامِ جمهورى اسلامى، از حيث نظرى و عملى، نفى طاغوت با تمام مصاديق آن، نفى تأسيس جبهه غير خودى، اثبات نظرى و عملى حقانيت و تأسيس جبهه خودى است. يكى از عوامل مهم همبستگى جهان اسلام، تفكيك اين دو جبهه است. در حالتى كه اين دو جبهه از يكديگر تفكيك نشوند، تضاد در داخل گروه شكل مىگيرد، ولى با تمايز اين دو گروه، انسجام درونى حاصل شده و تضاد با گروه مقابل خواهد بود. 3